رشيد الدين فضل الله همدانى

13

جامع التواريخ ( تاريخ اغوز ) ( فارسى )

[ ذكر ] مصاف دادن اغوز « 1 » با [ قوم ] قيل‌براق « 2 » قيل‌براق ولايتى است در حدود تاريكى ، و نرينهء آن قوم سياه‌چرده و ذميم صورت براق مانا باشند ، و مادينه پاكيزهء صورت . چون اغوز به جوار ايشان رسيد ، نه سوار به رسالت پيش ايشان فرستاد كه اكثر بلاد و رباع و بقاع ايل و مطيع ما شدند و مال قبول كرد ، اگر شما نيز ايلى قبول مىكنيد و متكّفل مال مىشويد فبها ، و الّا جنگ را آماده و نبرد را ايستاده باشيد كه ما برفور مىرسيم . ايشان جواب ايلچيان گفتند كه اگر شما نه‌گانه با دو نفر ما جنگ توانيد كردن و شما را حج آييد ، مال را تقبّل نماييم ، و اگر مرجوح و مغلوب شويد سر خود گيريد . ايلچيان از آن مطارحه عار و استنكاف نمودند و گفتند دو كس از ما با دو كس از شما جنگ كنيم ؛ و عادت ايشان چنان بود كه همواره براى جنگ دو حوض پر از سريشم محلول آماده داشتندى يكى سياه و ديگر سپيد ، و به وقت جنگ در حوض سريشم سپيد برهنه مىرفت تا سريشم در موى ايشان مىچفسيد ، از آنجا بيرون مىآمدند و بر ريگ سپيد مىغلطيد . باز در حوض سريشم سياه مىرفتند و در ريگ سياه مىطپيد . چون اين معجون سه نوبت بر

--> ( 1 ) . Oguz ( 2 ) . Qil bar q